خرید بک لینک

درباره سایت

خصوصی نوشت های "ما"، برای من و تو

آخرین مطالب

امکانات وب

اسم من فرشته ست. کم تر از 15 روز دیگه تولدمِ و 27 سالگی رو تموم می کنم( البته این عقیده ی عطیه ست! وگرنه من که می گم متاسفانه 28 رو تموم می کنم!)

تک فرزندم.تقریبا یک سال و نیم کارشناسی ارشدم رو تو رشته ی روانشناسی تموم کردم و امسال اگه خدا بخواد می خوام کنکور دکترا شرکت کنم.

تولدم... خوشحال نیستم همیشه فکر می کردم تو این سن دو تا بچه قد و نیم قد دارم و یه عالمه سرم شلوغ خانه و همسرداری و این جور چیزاست. ولی...

دیگه هیچ چیز اونقدرا خوشحالم نمی کنه. همش به دوستام فکر می کنم که همگی ازدواج کردن و بچه دارن و خوشحال و خوشبخت دارن زندگیشون رو می کنن. دستِ خودم نیست، دیگه انگار فکر کردن در جهت مثبت هیچ اثری روم نداره

تو این شرایط دکترا خوندن تنها چیزیِ که شاید یه کم از احساس بی ارزش بودنِ زندگی برام کم می کنه. شاید مسخره باشه ولی به شدت به حسِ مادری کردن نیاز دارم( و از شما چه پنهون! به حس همسری کردن حتی!)

به تمام آدمای دور و برم حسودیم میشه دیگه. حتی به یه کیک درست کردن ساده و آشپزی کردن با انگیزه برای همسرت که تازه از سر کار برگشته!

چقدر لوسم! مثل همیشه باید بگم بی خیال و از کنارش رد بشم. این که من چی می خوام هیچ مشکلی رو حل نمی کنه.

وضعیت من حالا هیچی عطیه رو بگو نمی تونم بگم مجید دوستش نداره. خیلی هم دوستش داره. ولی خب پس این مسخره بازیا چیِ؟ چرا پس نمیاد جلو؟ گیج شدم. فکر بهم خوردن دوباره ی این رابطه تنم رو می لرزونه. شبیه یه سونامیِ!

چقدر گناه داری عطی جونم

هرررررررررر روز می گم که از امروز به طور جدی شروع می کنم به درس خوندن! ولی خیلی انگیزه ای ندارم انگار. امروز فقط دو ساعت آسیب شناسی خوندم و حدود 70 تا لغت زبان حفظ کردم.

امیدوارم بتونم از پسش بر بیام.

به یک تغییر اساسی در زندگیم نیازمندم!

بابا و مامان که گناه نکردن که گیر من افتادن. بد اخلاق و عصبی شدم. حوصله هیچ کس رو ندارم. کاش می تونستن شرایط روحی یه دختر مجرد تو سن من رو بیشتر درک کنن و کم تر از دستم حرص بخورن

برچسب: 123movies,13 hours,1,12 tribes,14th amendment,1800flowers,10 commandments,1984,12 monkeys,1800 contacts, نویسنده: پندار کمالی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 19:27

صفحه بندی