خرید بک لینک

درباره سایت

خصوصی نوشت های "ما"، برای من و تو

آخرین مطالب

امکانات وب

امروز جمعه ست و فقط دو روز دیگه تا مصاحبه ی دانشگاه تهران مونده. وحشت برم داشته. می ترسم برم اونجا و گند بزنم اینقدر تو این ماه عطی رو از خونه برای کارای خودم کشوندم بیرون اصلا روم نمی شه بازم بهش بگم پاشو باهام بیا یکشنبه امتحان کتبیِ و بعدش تقسیم می شیم برای مصاحبه. خیلی خسته کننده س که بیاد اونجا و بشینه تا من امتحان بدم بعدشم اگه مصاحبه بود تا کیِ شب! منتظر نوبت مصاحبه ی من بمونه. تازه اگه مصاحبه بشم اون روز! با تمام وجود دلم می خواست باشه ولی دارم سعی می کنم خودم رو کنترل کنم و چیزی نگم. نمی خوام حس کنه لطفی که می کنه در حق من رو وظیفه می دونم. نمی دونم چی می شه، شایدم از استرس خل شدم و نتونستم در نهایت تنها برم. تقریبا همه ی کارام نصفه نیمه س. از پروپوزال گرفته تا رزومه و درس های امتحان کتبی و خوندن مقالات و پایان نامه...

حالِ غیر قابل توصیفیِ!

- فعلا

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 10:27 توسط فرشته |

برچسب: نویسنده: پندار کمالی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:17

صفحه بندی